محله زرکش

محله

زرکش

محله زرکش

برخلاف نقل برخی شایعات پیرامون برداشت طلا از محله «زرکش» در روزگاران دور، امروز تنها نامی طلایی برای این محله مانده و از لحاظ امکانات یکی از محلات کم‌برخوردار و پر مشکل مشهد است. کال زرکش از گذشته‌های دور مسیل انتقال آب‌های سطحی از شاندیز به کشف‌رود بوده و زمانی پرآب بوده، اما اکنون در بیشتر روز‌های سال خشک است. خیابان‌های این محله به نام شهیدبصیر، اولین فرمانده شهید بولوار توس نامگذاری شده است.

محله زرکش
دنیای زینب تنها به ورزش محدود نمی‌شود. قرآن از سال‌های نخست مدرسه در زندگی او جایگاه ویژه‌ای داشته است؛ دختری که حفظ جزء سی‌ام قرآن را به پایان رسانده، روزانه برای بهتر‌شدن در قرائت و حفظ آیات تلاش می‌کند و آرزویش، رسیدن به مقام حافظ کل قرآن و تدریس این کتاب آسمانی است.
سیدجواد قراب‌بایگی در سال ۹۲ به‌عنوان استاد برتر جشنواره قرآنی انتخاب شد در این سال‌ها با آموزش قرائت قرآن به اهالی محله زرکش، کودکان شش‌ساله تا پیرمرد و پیرزن‌های هفتادساله را با مفاهیم قرآنی آشنا کرده است.
قصه فاطمیه و حسینیه حضرت‌زهرا (س) از تصمیم مرحوم حسین هژبری و همسرش، معصومه جوادی آغاز شده است؛ تصمیمی که آنها را از خانه شخصی‌شان به خانه‌ای اجاره‌ای برد، اما به آرزوی قلبی‌شان رساند.
فخری تسلی بعد از ازدواج ساکن محله زرکش می‌شود. حدود ۱۲ سالی می‌گذرد که تصمیم می‌گیرد تا منزل خود را به حسینیه‌ای برای آموزش قرآن و برپایی مراسم‌های مذهبی تبدیل کند.
روز‌های برگزاری مراسم تشییع پیکر رهبر شهیدمان، مسجد جوادالائمه (ع) میزبان بیش‌از شصت‌بانویی بود که کنار شش‌تنور گازی و سه تنور گِلی بی‌وقفه نان می‌پختند و نان عزاداران را آماده می‌کردند.
«درد، در بندبند وجودم می‌پیچد و پیش می‌رود! استخوان‌هایم تیر می‌کشد، درد، مغز استخوان‌هایم را می‌سوزاند. گوش، چشم، زبان، دست و پایم به فرمان من نیستند» این بخشی از صحبت‌های یک فرد معتاد در محدوده کال زرکش است.
دانش‌آموزان دبستان پیش‌بین در محله کال زرکش، با مربیگری معلمان دلسوز و همراهی خانواده‌ها، توانستند در مسابقات والیبال منطقه تبادکان، نایب‌قهرمان شوند؛ موفقیتی که برای اولین بار در این مدرسه به دست آمد.
محدثه زیبایی، جوان ساکن محله زرکش (شهید‌بصیر)، با تسلطی که بر زبان انگلیسی دارد، در مصاحبه تلویزیونی، پاسخ در‌خور شأن دشمنان را با زبان خودشان به آنها داد.
خدیجه شجاعی، از ده سالگی در رشته جودو فعالیت می‌کند و با پشتکار و تلاش توانسته مقام نخست جودو در رده سنی نوجوانان در کشور، هشت نشان طلا و یک مدال نقره در سطح استان را کسب کند.
زهرا اکبری‌شبانکاره از وقتی زبان باز کرد، لهجه مشهدی جزوی جدانشدنی از گفتارش شد.آن‌قدر به این لهجه علاقه داشت که حتی سال‌ها بعد، در دوران تدریس و معلمی‌اش، برایش خاطره‌های شیرین و بامزه‌ای ساخت.
به قول آقا‌محمود، خانه پدربزرگ مثل دفتر کاهی قدیمی بود که عطر و بوی خاصی می‌داد و هر گوشه‌اش از دستخط خاطرات کودکی نوه‌هایش پر شده بود. او خاطره آخرین آدم برفی که در‌کنار پدربزرگ درست کرد، را فراموش نمی‌کند.
تکتم ماریانی، بانوی ایثارگر محله زرکش، هشت سال است که با اعتیاد مبارزه می‌کند. او با تأسیس مؤسسه‌ای پیشگیرانه و یک مهدکودک، می‌کوشد کودکان را از آسیب‌ها نجات دهد؛ اما اینک این نهاد امیدبخش، در آستانه تعطیلی بر بی‌حمایتی‌هاست.
۴۵ سال از زندگی رضا زکریایی می‌گذرد؛ کسی که ماجرای زندگی‌اش از دوران نوجوانی تغییر کرد. طلبه، رزمنده و معلمی شد که سعی داشت درکنار خانواده‌اش، قدمی در راه آرمان‌هایش بردارد و اکنون هم مربی‌ رزمی است، هم به وظایف تبلیغی‌اش عمل می‌کند.
«کوشک مهدی» احتمالا یکی از قدیمی‌ترین و در‌عین‌حال ناشناخته‌ترین مکان‌های تاریخی حاشیه مشهد است؛ روستایی کهن‌سال که اراضی آن بر کرانه‌های کشف‌رود باستانی قرار دارد
سال‌ها پیش که اولین اتوبوس ساکنان محله را از همین مسجد ولی عصر(عج) به نمازجمعه برد، کسی فکرش را نمی‌کرد که نیت بانوی نیکوکار محله ادامه یابد و تا امروز ماندگار شود.اولین بانی شهربانو صادقی بود.
آذر سال‌۱۳۵۷ آخرین سال زندگی زهره دوساله بود، دختربچه‌ای که در حادثه ۲۳‌آذر همان سال در بیمارستان امام‌رضا (ع) برای همیشه چشم بر هم گذاشت.
یک‌سالی می‌شود که پس‌از آن تصادف سخت، سیدیحیی در بستر بیماری افتاده و دیگر نتوانسته است از خانه بیرون بیاید، در این مدت همسایه‌ها از او مراقبت می‌کنند.
برادران امیری ۱۸ ماه است که در کارگاه خود در محله زرکش به درودگری ۹ جفت درِ حرم امامین جوادین (ع) مشغولند. این روز‌ها که به پایان ساخت در‌ها نزدیک می‌شوند، در دلشان غوغایی برپاست.
طیبه قهار می‌گوید: بعد از واقعه زلزله منجیل و رودبار تلویزیون تصاویر دردناکی از مجروحان حادثه نشان می‌داد و اعلام می‌کرد که مجروحان به خون احتیاج دارند. من به مادرم گفتم می‌خواهم خون اهدا کنم. اما چون سنم کم بود مادرم مخالفت کرد.
سیدحسن موسوی مجموعه‌دار نام‌آشنای کشور و بانی مجموعه فرهنگی‌موزه‌ای «باغ شاهنامه»، شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۲ چهره در نقاب خاک کشید.